|
ღ♥ღگل من دنیا وفاندارهღ♥ღ
ღیه تیم داریم♥یه ایران♥یه تیم پراز دلیران♥اونم فقط ღ♥ღسپاهانღ ღ♥ღ
|
|
|
????? ??? ?? ????? پنجشنبه 3 شهریور 1390 ???? غزل جوون
| نظرات ()
ها بر وبچ من دوباره رفتم بلاگفا
![]() دیگه خیلی کم میام اینجا ![]() به همتون آدرس را میدم واما اگه ندادم بهم بگین تا بهتون بگم واگه بازهم ندادم لابد میخوام ندونین اصرار نفرمایید ![]() بابای
????? ??? ?? ????? چهارشنبه 26 مرداد 1390 ???? غزل جوون
| جیگمل من ()
سلام ![]() بدجوری دپرسم اصن افسردگی حاد گرفتم ![]() این افسردگیم از دیدن دیروز(سه شنبه)ماه عسل شرو شد ![]() یه دختری را باپدر مادرش دعوت کرده بودن برنامشون دختره هم ناشنوا بود هم نابینا وهم لال بود ولی موفق بود ![]() هزار بار دلیل افسردگیم را نوشتم ودوباره پاک کردم ترسیدم یه وقت فکر کنین واسه شماها گفتم یا به هرحال بهتون بر بخوره واسه همین ننوشتم ![]() راستی بچه ها من یه نفرو راتونت
خیلی خیلی دوسش دارم اگه گفتین اسم اون چیه؟؟؟؟ خوب من به این راحتیا که اسمشو
نمیگم اگه میخواین بفهمین وجایزه بگیرین این معما را حل کنین اسم جیگرمن تو این سورها اومده: 267بقره 131نسائ 73هود 1و8ابراهیم 24و64حج 12و26لقمان 6سبا 15فاطر 42فصلت 28شوروی 24حدید 6ممتحنه 6تغابن 8بروج شاید این جوری من باعث بشم که زیر
قران را باز کنید درظمن به خدا جایزه میدم پس اگه
یافتید تو خصوصی جواب بدید که حقتون ضایع نشه اگه توعمومی جواب بدید از جایزه خبری
نیست گفته باشم ببخشید اگه نمیام وبلاگ هاتون آخه مثل قبلنا حوصله وب گردی ندرام ![]() دوستتون دارم ![]() بای ![]() ????? ??? ?? ????? پنجشنبه 20 مرداد 1390 ???? غزل جوون
| جیگولی ()
♥من ادعا نمیکنم که همیشه به یادآنهایی که دوستشان دارم هستم
ولی ادعا میکنم که حتی لحظاتی راهم که به یادشان نیستم دوستشان دارم♥ ♥دکترعلی شریعتی♥ سلام خوبین خوشین سلامتین؟ آخه ی بمیرم چشماتون درد اومد تا
آپ قبلیم را خوندین؟؟؟خدا انشالله اوباما را بکشه که جیگملای من چشماشون درد اومده
آخه همش تقصیر این سلیقه ی شیطانی این غزلو هستش آخه به من چه یه هوو این فونت
اومد منم گفتم بذار باشه بچه دلش نشکنه آخه نیس من خیلی دل رحمم واسه همین چی؟؟حرف حسابم چیه؟؟؟؟خو عزیزدلم
یه کم مودب باشی بد هم نیستا؟؟؟؟ خو باشه امروز اومدم بگم که از
این به بعد اینجانب غزلو وروجک(ملی میگه)فقط2روز درهفته درنت دردسترس میباشد چرا؟؟؟؟؟ آخه از بس مامیم نق میزنه میگه
معتاد شدی رفت البته خودمم دیگه ازنت خسته شده بیدم وهم اینکه بوی گند مهر کم کم
به مشام میرسه ودوباره خر خونی ها شروع شده وصبح ها باید زود پا بشویم همه گریه درسته خیلی دیه مونده به مهر ولی
خو باید کم کم نت را کم کنم که بتونم به درسام برسم که حداقل یه نظافتچی چیزی بشیم وروز پنج شنبه ها حتما می آپیم روزهایی که غزل خانوم درنت موجود
میباشد:دوشنبه ها وپنج شنبه ها ساعت موجود بودن ما در روز دوشنبه
روز پنج شنبه قبلش اعلام میشودوروز پنج شنبه روز دوشنبه ی قبلی اعلام میشود. پس روزهای دوشنبه وپنج شنبهیادتون نره من هستم اگه خواستین
بیاین. بقیه ی روزها هم بیاین پیش به خدا
اگه نیاین زبون روزه دارم قسم میخورم همتون را نفله خواهم کرد پس مثل بچه آدم
خودتون بیاین دیگه چی:آهان حال ندارم کسی را
خبر کنم حالاهم همگی بدوین کامنت بذارین هزارتا بوووووووس واسه جیگملام
بابای Jo ta ami dieu ????? ??? ?? ????? شنبه 15 مرداد 1390 ???? غزل جوون
| عشقولی ()
یک شب مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود گفت:یارب از چه خوارم کرده ای؟ بر صلیب عشق دارم کرده ای خسته ام زین عشق دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم نکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو ولیلای تو من نیستم گفت:ای دیوانه لیلایت منم در رگت پنهان وپیدایت منم سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم ونشناختی؟ دیوونه نوشت: حال شما ؟احوا ل شما؟ خومن خوب نیستم آخه هستی عشقولیم رفته خو چی کار کنم؟؟ اما بیخیال کشتین منا مگه نگفتم تا کامنت هام400نشه اپ
نمیکنم؟؟ پس چرا دم به دقیقه میگین آپ کن؟؟؟ بزنم خور وخاکشیرتون کنم؟؟؟ خو نه ماه رمضونه حس ندارم باهاتون دس به یقه شم!!! بعد از ظهریه داشتیم با دوست جونی اس باز میکردیم بهم گفتی
هی فلانی هم شوور کرد!!! من و دوست جوونی کلی غصه خوردیم آخه از اول سال 90تا حالا
4تا دوست جونیامون شووور کردن ورفتن!!! چند وقت پیشم تو وب لیلی بحث شوور وترشیدن پیش اومد!هی لیلی
ترشیدیم رفت!!! همه ی بچه هایی که شوورکرده بودن دعوتمون کردن ولی من نرفتم
آخه همش واسم کار پیش میومد یه بچه ها رفته بود عقد یکیشون گفت همه چی خوب بود منم
گفتم دادماد بلد بود برقصه؟؟همه زدن زیر خنده خو من چی کار کنم خو این شرط اول منه
خوهرکی یه شرط وشروطی واسه خودش داره!!! ولی من هیچ وقت شووور نمیکنم میدونین چرا؟؟؟ آخه خو بااین شرط و
شروطی که من دارم هیچ کس نمیاد خواستگاریم! چی؟شرط وشروطم چیه؟
خو حالا میگم: 1-خوشمل برقصه! 2-مهریه:اندازه تاریخ تولدم سکه وخو ببینین همه رفتن عقب
هنو کی چیزی نگفتم!!! 3-خونه اش کمتراز500متر نباشه 4-یه ماشین خوشمل بندازه زیر پام تا بوسش کنم 5-بعدم من صبح ها تا ساعت12خوابم خودش کارای خونه را بکنه غذا
درست کنه بعد بنده را بیدار کنه!!! 6-در ظمن من کلاسام را بعد از ظهر ها میگیرم پس بعد ازظهر
ها هم خونه نبیدم!! 7-بعدکه میام هم میخوام بیام نت پیش بر وبچ!!! 8-شب باید بریم بچرخیم خو اگه با موتور باشه خیلی بهتر بیده
آخه من موتور خیلی دوست داشته بیدم!!! 9-در ظمن من دوست
ندارم باردار بشم آخه نه حوصله بچه دارم نه دوست دارم شکمم بیاد جلو اگه بچه
میخوای یاخودت باردارشو یا به مامیت بگو یه بچه واست بیاره!!! 10-مهم تر از اینا یادم رفت بگم اخلاق داشته باشه وخوش تیپ
باشه!! خو ببین اصلا من شرط وشروطم10تاست هرچند همه بهم میگن شرط
وشروطت خیلی کمه یه کم بیشترش کن ولی خومن انصاف دارم خو پسرا چه گناهی کردن فلک
زده ها؟؟؟ همین حالا شما بگین آیا شرط وشروط من زیاد بیده؟؟ Jo ta ami ????? ??? ?? ????? جمعه 7 مرداد 1390 ???? غزل جوون
| عزیز ()
قطره دلش دریا میخواست.خیلی وقت بود كه به
خدا گفته بود. ها بعدا نوشت: سلام علیکم ![]() باتوجه به شروع شدن ماه رمضان به اطلاع می رساند ما از ساعت12شب تا سحر درخدمتیم ![]() ودر ماه رمضان آپ نمی کنم ![]() اگه میخواین آپ کنم باید تعداد کامنت هام به400برسه ![]() پس برای آپ کردن مجدد من تلاش به وقفه بفرمایید ![]() مادلمان خیلی گنده میباشد ![]() ازهمین نظر همه را خیلی دوست میداریم ![]() پس خدایش اگه دوست داشتید توی این ماه عزیز من را خیلی دعا بفرمایید ![]() باتشکر بعدا اگه چیزی خواستم اضافه کنم خبر میدم ![]() حالا فعلا از دوشنبه گرسنگی بکشد ![]() شوخی کردم به دل نگیرید ![]() بابای ![]() ????? ??? ?? ????? شنبه 1 مرداد 1390 ???? غزل جوون
| نظرات ()
یك بار
دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید
شرمنده من از این به بعد خیلی کم میام نت ![]() آخه مامانم خیلی گیر میده ویگه معتاد شدم ![]() شرمنده جیگرا ![]() منا فراموش کنین نفله تون میکنما ![]() ????? ??? ?? ????? جمعه 24 تیر 1390 ???? غزل جوون
| عاشق ()
شاید آنروز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پردرد گل یاس نداشت باید اینطور نوشت :چه شقایق باشد چه گل پیچک و یاس جای یک گل خالیست تا نیاید گل نرگس زندگی دشوار است میلادش مبارک
????? ??? ?? ????? دوشنبه 20 تیر 1390 ???? غزل جوون
| نظرات ()
عاشقونه... دلم برات تنگ شده..... اما من... من میتونم این دوری رو تحمل كنم... به فاصلهها فكر نمیكنم...... میدونی چرا؟؟ آخه... جای نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام میتونم استشمام كنم.... رد احساست روی دلم جا مونده... میتونم تپشهای قلبت رو بشمارم........... چشمای بیقرارت هنوزم دارن باهام حرف میزنن....... حالا چطور بگم تنهام؟؟ چطور بگم تو نیستی؟؟ چطور بگم با من نیستی؟؟ آره!! خودت میدونی.... میدونی كه همیشه با منی.... میدونی كه تو، توی لحظه لحظههای من جاری هستی.... آخه... تو، توی قلب منی... آره! تو قلب من.... برای همینه كه همیشه با منی... برای همینه كه حتی یه لحظه هم ازم دور نیستی... برای همینه كه میتونم دوریت رو تحمل كنم... آخه هر وقت دلم برات تنگ میشه... هر وقت حس میكنم دیگه طاقت ندارم.... دیگه نمیتونم تحمل كنم... دستامو میذارم رو صورتم و یه نفس عمیق میكشم.... دستامو كه بو میكنم مست میشم... مست از عطرت. صدای مهربونت رو میشنوم... و آخر همه اینها... به یه چیز میرسم..... به عشق و به تو..... آره... به تو.... ونوقت دلتنگیم بر طرف میشه... اونوقت تو رو نزدیكتر از همیشه حس میكنم.... اونوقت دیگه تنها نیستم.. حالا من این تنهایی رو خیلی خیلی دوسش دارم.. به این تنهایی دل بستم... حالا میدونم كه این تنهایی خالی نیست... پر از یاد عشقه.. پر از اشكهای گرم ????? ??? ?? ????? پنجشنبه 16 تیر 1390 ???? غزل جوون
| عاشق ()
تا حالا شده عاشق بشین؟؟؟ میدونین عشق چه رنگیه؟؟؟ میدونین عشقق چه مزه ای داره؟؟؟ میدونین عشق چه بویی داره؟؟؟ میدونین عاشق چه شکلیه؟؟؟ میدونین معشوق چه کار میکنه با قلب عاشق؟؟؟ مدونین قلب عاشق برای چی میزنه؟؟؟ میدونین قلب عاشق برای کی میزنه؟؟؟ میدونین ...؟؟؟ اگه جواب این همه سئوال رو میخواین! مطلب زیر رو بخونین...خیلی جالب و
آموزندس... وقتی یه روز دیدی خودت اینجایی و دلت یه جای دیگه … بدون كه كار از كار گذشته و
تو عاشق شدی طوری میشه كه قلبت فقط و فقط واسه عشق می تپه ، چقدر قشنگه عاشق بودن و مثل
شمع سوختن همه چی با یک نگاه شروع میشه این نگاه مثل نگاهای دیگه نست ، یه چیزی داره که اونای دیگه ندارن ... محو زیبایی نگاهش میشی ، تا ابد تصویر نگاهش رو توی قلبت حبس می كنی ، نه
اصلا می زاریش توی یه صندوق ، درش رو هم قفل می كنی تا كسی بهش دست نزنه. حتی وقتی با عشقت روی یه سكو می شینی و واسه ساعتهای متمادی باهاش حرفی نمی
زنی ، وقتی ازش دور میشی احساس می كنی قشنگترین گفتگوی عمرت رو با كسی داری از دست
میدی. می بینی كار دل رو؟ شب می آی كه بخوابی مگه فكرش می زاره؟! خلاصه بعد یه جنگ و جدال طولانی با خودت چشات رو رو هم می زاری ولی همش از خواب میپری ... از چیزی میترسی ... صبح كه از خواب بیدار میشی نه می تونی چیزی بخوری نه می تونی كاری انجام
بدی ، فقط و فقط اونه كه توی فكر و ذهنت قدم می زنه به خودت می گی ای بابا از درس و زندگی افتادم ! آخه من چمه ؟ راه می افتی تو كوچه و خیابون هر جا كه میری هرچی كه می بینی فقط اونه ،
گویا كه همه چی از بین رفته و فقط اون مونده طوری بهش عادت می كنی كه اگه فقط یه روز نبینیش دنیا به آخر میرسه وقتی با اونی مثل اینكه تو آسمونا سیر می كنی وقتی بهت نگاه می كنه گویا
همه دنیا رو بهت میدن گرچه عشق نه حرفی می زنه و نه نگاهی می كنه ! آخه خاصیت عشق همینه آدم رو عاشق می كنه و بعد ولش می كنه به امون خدا وقتی باهاته همش سرش پائینه تو دلت می گی تورو خدا فقط یه بار نیگام كن آخه دلم واسه اون چشای قشنگت یه
ذره شده دیگه از آن خودت نیستی بدجوری بهش عادت كردی ! مگه نه ؟ یه روزی بهت میگه كه می خواد ببینتت سراز پا نمی شناسی حتی نمیدونی چی كار كنی ... فقط دلت شور میزنه آخه شب قبل خواب اونو دیدی... خواب دیدی که همش از دستت فرار میکنه ... هیچوقت براش گل رز قرمز نگرفتی ...چون بهت گفته بود همش دروغه تو هم
نخواستی فکر کنه تو دروغ میگی آخه از دروغ متنفره ... وقتی اون رو می بینی با لبخند بهش میگی خیلی خوشحالی که امروز میبینیش ... ولی اون ... سرش رو بلند می كنه و تو چشات زل میزنه و بهت میگه اومدم بهت بگم ، بهتره فراموشم كنی ! دنیا رو سرت خراب میشه همه چی رو ازت می گیرن همه خوشبختیهای دنیا رو بهش می گی من … من … من از جاش بلند میشه و خیلی آروم دستت رو میبوسه میذاره رو قلبش و بهت میگه
خیلی دوستت دارم وبرای همیشه تركت می كنه دیگه قلبت نمی تپه دیگه خون تو رگات جاری نمیشه یه هویی صدای شكستن چیزی می آد دلت می شكنه و تكه های شكستش روی زمین میریزه دلت میخواد گریه کنی ولی یادت می افته بهش قول داده بودی که هیچوقت به خاطر
اون گریه نمیکنی چون میگفت اگه یه قطره اشک از چشمای تو بیاد من خودم رو نمیبخشم
... دلت میخواد بهش بگی چقدر بی رحمی که گریه رو ازم گرفتی ولی اصلا هیچ صدایی
از گلوت در نمیاد بهت میگه فهمیدی چی گفتم ؟با سر بهش میگی آره!... وقتی ازش میپرسی چرا؟؟؟میگه چون دوستت دارم! انگشتری رو که تو دستته در میاری آخه خیلی اونو دوست داره بهش میگی مال تو
... ازت میگیره ولی دوباره تو انگشتت میکنه ...میگه فقط تو دست تو قشنگه... بعد دستت رو محکم فشار میده و تو چشمات نگاه میکنه و... بعد اون روز دیگه دلت نمیخواد چشمات رو باز نمی كنی آخه اگه بازشون كنی باید دنیای بدون اون رو ببینی تو دنیای بدون اون رو می خوای چی كار ؟ و برای همیشه یه دل شكسته باقی می مونی ????? ??? ?? ????? چهارشنبه 15 تیر 1390 ???? غزل جوون
| دل نوشته ()
سلام
![]() خوفین خوشین سلامتین من همون غزل تک ستاره عشق هستم منتها اون وب دیگه دلمازده ![]() یه وب جدید درست کردم باهمون دوستای گل قبلی ودوستای جدید ![]() ازتون خواهش میکنم اگه از وبم دیدن میکنید حتما نظرتون را بذارین ![]() فداتون بشم ![]() بای
![]() |
|